خیلی جالب است که یکدفعه روزنامهنگارهای رفسنجانیست میخواهند رفسنجانی را به عنوان سمبل میانهروی به ما بچپانند.
مثلا مطلب تازهی زیدآبادی را نگاه کنید که سعی میکند به بهانهی جلد تازهی خاطرات پایانناپذير رفسنجانی او را به عنوان فرشتهی نجاتبخش ایران نشان دهد. تیتر مطلب «واکنش تندروها به خاطرات هاشمی رفسنجانی» طوری القا میکند که انگار هر کس منتقد یا مخالف رفسنجانی است الزاما تندرو است و الزاما طرفدار احمدینژاد است.
یکی دو هفته است که رفسنجانی و ماشین پروپاگانداایش -- که ماشاالله به طرز جالبی تقریبا تمام خبرنگاران خارجی ساکن ایران و نیز بسیاری از روزنامهنگاران سابقا «اصلاحطلب» را در ایران و اروپا و آمریکا (از ابراهیم نبوی و حسین باستانی و امید معماریان با تمام اسمهای مستعارشان بگیرید تا قوچانی و منتجبی و زیدآبادی تا رابین رایت و رابرت تیت و دلفین مینویی و ...) شامل میشود -- شروع کردهاند به تبلیغ برای سرور و سالارشان با این محور که اگر رفسنجانی بیاید ایران دست از «ماجراجویی اتمی» و «نقض حقوق بشر» و اینها دست برمیدارد و با آمریکا هم کنار میآید.
خیلی جالب است که فکر کردهاند مردم عادی فراموش کردهاند که همین رفسنجانی بود که به کمک احمد خمینی کثیفترین و شدیدترین برخوردهای اول انقلاب را با ملی-مذهبیها و بنیصدر و بعدتر چپها و منتظری و بعد هم طرفداران میرحسین موسوی و خاتمی کردند.
کسی یادش نرفته که در زمان همین رفسنجانی گوگولی بود که عباس عبدی بخاطر چهارتا مقاله در انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت او نزدیک به یکسال به زندان رفت. بسیاری از ترورهای مخالفین جمهوری اسلامی در داخل و خارج در زمان مسوولیت همین رفسنجانی ناناز اتفاق افتاد. وزارت اطلاعات زیر مسسولیت مستقیم رفسنجانی وارد آن کثافتکاریهای اقتصادی و قتل منتقدان و نویسندگان شد.
کسی یادش نرفته که چطور وقتی ماجرای معاملهی رفسنجانی با دستراستیترین و فاسدترین مسوولین امنیتی آمریکا در زمان ریگان توسط مهدی هاشمی فاش شد چه بلایی سر او آمد.
این بشر بخاطر منافع شخصی خودش و دوروبریهایش بزرگترین لطمهها را به ایران از هر نظر که فکرش را بکنید زده است و فکر نمیکنم تا وقتی از شرش خلاص نشویم بسیاری از کثافتکاریهایش، بخصوص در سالهای آخر زندگی خمینی که عملا او و احمد خمینی مملکت را از طریق میچرخاندند، آشکار شود.
آدمی که حرف از میانهروی و عقلانیت و وطندوستی رفسنجانی بزند یا چیزی به اسم شرم و حیا نمیشناسد یا اینکه «حاجآقا» نانش را میدهد.
اگر آقایان توانستند احمدینژاد را جای جورج کلونی بفروشند، رفسنجانی را هم میتوانند به عنوان میانهرو به ملت قالب کنند.
Tuesday, August 21, 2007
افسانهی میانهروی رفسنجانی
- 8:16 AM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
9 comments:
سیاست با اخلاق متفاوت است. مطلق انگاری در دنیای سیاست بی معناست. جریانی که الان در کشور بر مصدر امور است را اصلاح طلبان که هیچ، جد و پدر جد آنهاهم توان مقابله با آن را ندارند. باید از توان رفسنجانی استفاده کرد....
So what? What was the message? Dam Rafsanjani and hooray Ahmadinejad? Dam both of them and you on top of them :D.
متنتو یک بار بخون. شبیه نیک آهنگ نوشتی. ایده آلیست، عصبی، فاقد هر گونه استدلال قابل قبول همراه مثال هایی که به موضوع ربطی ندارن. اینکه رفسنجانی چه برخوردی با مخالفاش داشته ربطی به این که در سیاست خارجی به پراگماتیسم اعتقاد داره نداره. تفاوت اصلی رفسنجانی با احمدی نژاد اینه که رفسنجانی منافع خودش رو درک میکنه، احمدی نژاد نه. من ترجیح میدم با کسی کار کنم که منافع خودش رو میشناسه چون کار کردن با کسی که منافع خودش رو نمیشناسه خیلی خطرناکه.
Let's not forget, too, that it was Rafsanjani that opened the door for the IMF and its parasitic policies.
I'll be seeing all you Rafsanjani supporters at the sweatshop. And you better come up with a few good recipes for cardboard and grass because that's what your kids are going to be eating in the future. Congratulations.
خوشم مياد که خودت ميرينی به هيکل خودت. فکر ميکنم تو بودی که وقت انتخابات دوسال قبل آرای مربوط به رفسنجانی رو جزو ميآنه رو ها حساب ميکردی!! ميدونيم که از شدت حسادت به بچه های رفسنجانی شب و روز نداری. البته حمله به رفسنجانی سر راستای همراهی به فاطمه شمسی خانم رجبی خيلی هم حساب شده است. خوب با هم هماهنگی دارين.
Please provide references for your claims ...
بنازم همت حسین آقا رو! آفرین
آقا جان اطلاعاتت را هم افزایش بدی بد نیست. موقعی که میرحسین را راستی های افراطی میخواستن چپه کنن، رفسنجانی برای ابقاش یقه پاره میکرد. میخوایی متن سخنرانی رفسنجانی را قبل از رای اعتماد مجلس به میرحسین برات بفرستم!
همین رفسنجانی بود که یه هفته قبل از رای آوردن خاتمی تو نماز جمعه گفت مبادا کسی در شمارش آرائ تقلب کنه که "آقا"ی عزیزت مجبور شد قضیه را تو سخنرانی بعدش جمع و جور کنه که آبروها حفظ بشه. و همین رفسنجانی بود که شب قبل از رای گیری کنترل نظارت بر آرا را از وزارت کشور گرفت و خودش مستقیما ناظر فرستاد برای اکثر شعبه ها.
و همین رفسنجانی بود که جنگ را تموم کرد اگرنه الانه تو داشتی در مدح صدام مینوشتی.
البته ریدن به کسی که داره چوب میخوره کار ساده ایه.
وب - آ - ورد
وب
آ ورد
Post a Comment